175. نسیم آشنا


هوا بس ناجوانمردانه عالی است

نسیمی آشنا در این حوالی است

***

دل از مهر بتان خالی نمودم

فقط ای آشنا جای تو خالی است

***

نه دیگر چشم شهلا می برد دل

نه دیگر روی زیبا را خیالی است

***

نه حسی هست از دیوانه گشتن

نه در عاشق شدن ها شور و حالی است

***

ز زخم عشق های بی سرانجام

زخ زردم درخشان چون مدالی است

***

گرفتم درس از استاد گردون

پی هر انشقاقی اتصالی است

***

پس از آتش که کوی و خانه ام سوخت

به باغ داشفنر از نو نهالی است

***داشفنر***

/ 0 نظر / 12 بازدید