153. لب دوست

امشب سخن روی گل و بوی گلاب است

در بوسه ی آن یاری پریچهره ثواب است

***

برخیز و بکن ماچ و غنیمت شمر ای دل

تا حاجب خلوت کده ی دوست به خواب است

***

هر چند نخوردیم ولی مزه ی بوسش

تایید نمودند که بهتر ز شراب است

***

نقاش ازل سرخ چنان ساخته بر بوم

شهری همه از رنگ لبش مست و خراب است

***

در وصف لبش ماندم و زین بحر شکر خیز

هر نقشه ی بیرون شدنم نقش بر آب است

***

امشب که لب غنچه ی تو هست و حیا نیست

گور پدر پرده و رو بند و حجاب است

***

هر چند دو حرف است لب دوست ولیکن

در منظر ما تشنه لبان قدر کتاب است

***

در قرمزی بی حد و در سرخی بی مرز

یک هست لبت آن دگری جان کباب است

***

خوش بشنو ز احوال دل داشفنر ای دوست

جویی است که در پیچ و خمش حرف حساب است

داشفنر

/ 0 نظر / 11 بازدید