یه لنگه دمپایی( ورژن بتا)

هر ی چن وخ ی بار

۱۳۸.تب
نویسنده : داشفنر - ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٤
 

شبی که دور از من داشت شلوارت دو تا می شد

تب من از چهل تا صفر دایم جابجا می شد

***

تو آنجا مست و غاقل از دل زارم پی وصلت

من اینجا داشت اعضای تنم از هم جدا می شد

***

اسیر سینه ی تنگ خودم بودم شبی را که

صدای خنده های قاح قاحت در هوا می شد

***

من اینجا صحبت از تلخی هجران تو می کردم

درون محفل انس تو حرف از باقلوا می شد

***

تو در آفساید نامردی زدی گل، تک به تک وقتی

جلوی چشم داور داشت بر رویم خطا می شد

***

نشسته در کناری سایه ای ساندیس می خوردی

دمی که شیشه ی نوشابه با من آشنا می شد

***

<<به وقت زایمان دل خوش به ذکر یا علی بودی

به هنگامی که رای من به ناحق جابه جا می شد-ف.ط>>

***

تو بی صف در پی بشمردن یارانه ات بودی

من آنجا آخر صف داشت در حقم جفا می شد

***

<<تو کافر دل نمی بندی حجاب از زلف و می ترسم-سعدی>>

خدایی گر کمی هم با حیا بودی خدا می شد

***

دلیل مرگ ما و داشنفر بود از تب بالا

شبی که دور از من داشت شلوارت دو تا می شد

داشفنر