یه لنگه دمپایی( ورژن بتا)

هر ی چن وخ ی بار

۱۳۷. خواستگاری
نویسنده : داشفنر - ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱
 

کسی نمی آید دل به خواستگاری ما؟
به عقد و بعله بران و حنا گذاری ما؟
***
کسی نمی آید هم زبان ما گردد؟
به پای درد و دلی یا به غمگساری ما
***
کسی نمی خواهد روی ماه ما بیند؟
که شب به شب بدهد جان ز بی قراری ما
***
کسی نمی آید تا جواب رد شنود؟
و یا دلش شکند از محل نذاری ما
***
کسی نمی گذرد تا که حال ما پرسد؟
سری تکان دهد از باب خاک ساری ما
***
کسی نمی خواد تا که بوسه ای بکند؟
از آن لبان شکر ریز رخ اناری ما
***
کسی نمی آید تا که ناز ما بکشد؟
و یا که عشق کند با گله گذاری ما
***
مرا توقع چندی ز سرو و سوسن نیست
فقط اگر برسد باغبان به یاری ما
***
برو که وصله کار تو نیست معشوقی
چو داشفنر بنشین روز و شب به زاری ما 
***
هزار بار شمردیم شهر مردم دل
به جز تو نیست به آمار سر شماری ما
***
به جز عیادت چشمت افاقه ای نکند
هزار چشم خمارین به زخم کاری ما
***
<<بسم حکایت دل هست با نسیم سحر>>
که نام خوب تو شد رمز اختصاری ما

داشفنر