یه لنگه دمپایی( ورژن بتا)

هر ی چن وخ ی بار

۱۱۶. توپ آرزو
نویسنده : داشفنر - ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۳٠
 

 

دل تنگم،  دلای تنگ قدیم

با یکی دو تا ترانه وا می شد

تا می دید صفای همزبونشو

از همه سنگینیاش جدا می شد

,

دست سردم دستای سرد قدیم

می گرفتی گرم و روبرا می شد

دیگه دستی دستی رو ول نمی کرد

وقتی دست می داد و آشنا می شد

,

درد و رنجم درد و رنجای قدیم

نمی شد یا اگه مبتلا می شد

با دوا و دکتری، توکلی

هر چی بود بالاخره دوا می شد

,

توپ آروز قدیم  سرخ و سپید

با یه شوت پر می کشید هوا می شد

اوج پرواز بلند قل قلی اش

نمی دونستی که تا کجا می شد(۱)

,

من و داشنفر که بازیمون بده

خوردیم از زمونه لایی تا می شد

فقط اون فلانی هم تو جمع ما

اگه بود چه خوب می شد خدا می شد

داشفنر

توضیحات:

۱. اشاره به شعر یه توپ دارم قل قلیه دوران کودکی

بشنوید از:

صوتی