یه لنگه دمپایی( ورژن بتا)

هر ی چن وخ ی بار

۱۱۱. مرتضی خان امانی
نویسنده : داشفنر - ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٥
 

 

خدایا منعمم کن تا توانی

از آن خوش چیز هایی را که دانی

,

لب معشوق خود زیباست اما

اگر باشد چه بهتر ارغوانی

,

برای آنکه گل در بر بگیرم

کسی یادم دهد دربازه بانی

,

بدان قدر جوانی را پدر جان

که پیری کی شود همچون جوانی

,

شنیدم زن گرفته یار غارم

جناب مرتضی خان امانی(۱)

,

تمام شهر دنبال تو گشتم

گمانم اشتباه است این نشانی

,

مرا تنهای تنها آفریدند

نمی دانم تو هم شاید چنانی

,

ز دستت می رود یاران مخلص

اگر غفلت کنی قدرش ندانی

,

به کوی یار رفت و آمدی بود

چه دوران خوشی شیرین زمانی

,

از این پس جای ساندیس ای مسلمان

همان نوشابه خواهم خورد و رانی(۲)

,

اگر دیدی تو یار داشفنر را

ببر او را چو من در اندرانی

,

به جز آنان که حقا جنبه دارند

نخواهم گفت اسرار نهانی

داشفنر

توضیحات:

۱. مرتضی خان امانی از رفقای زمان دانشگاه

۲. رانی نام برند نوشابه های سبک از جمله آب میوه

بشنوید از:

صوتی