یه لنگه دمپایی( ورژن بتا)

هر ی چن وخ ی بار

۱۴۲. ماه زمین
نویسنده : داشفنر - ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢
 

 

<<کی شعر تر انگیزد خاطر چو حزین باشد>>

چون دلبر کافر دل در خلعت دین باشد

***

ای غنچه مشو غره از تنگی لب هایت

چون بازی باد دی در صید و کمین باشد

***

گوساله شود معبود در غیبت موسی ها

تا بوده چنان بوده تا باد چنین باشد

***

هم گرد تر از گردو هم ماه تر از خورشید

حیف است که ماه من بر روی زمین باشد

***

چون قند لبش شیرین چون سرو قدش بالا

<<یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد>>

***

فرعون بر تخت اما منفور ترین است او  

یوسف ته چاه اما محبوب ترین باشد

***

در حیرتم از آن گل با این همه شیرینی

چون می شود اینگونه ناز و نمکین باشد؟

***

بی خانه نخواد بود جان پاریکال من

تا هر ده و هر شهری همراه پرین باشد

***

<<در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود>>

آن داشنفر اسکل این سید امین باشد

داشفنر